در تئوریهای سنتی روابط بینالملل، «آنارشی» به عنوان ویژگی ساختاری نظام جهانی تعریف میشد که در آن دولتها برای بقا به دنبال موازنه قدرت سخت بودند. اما در آستانه نیمه دوم دهه ۲۰۶۰ میلادی، این موازنه تحت تأثیر ظهور یک متغیر پیشران و غیرخطی به نام «هوش مصنوعی مولد و مدلهای پیشرفته محاسباتی» قرار گرفته است. هوش مصنوعی دیگر یک ابزار تکنولوژیک در خدمت صنایع نیست، بلکه به لایه زیرین و هدایتکننده نظم بینالملل تبدیل شده است. امروز، قدرت ملی کشورها نه بر اساس تعداد کلاهکهای هستهای یا حجم تولید ناخالص داخلی سنتی، بلکه بر مبنای «ظرفیت پردازش کلان»، مالکیت مدلهای پایه و توانایی وضع استانداردهای الگوریتمی سنجیده میشود. در این چارچوب، اندیشکده دیپلماسی فناوری این تحول را از منظر رقابت ژئوپلیتیک، حکمرانی فناوری و استقلال ملی بررسی میکند.
ورود به این عصر جدید، دستگاه سیاست خارجی کشورها را با چالش کالیبرهسازی مجدد مواجه کرده است. پدیدهای که امروز از آن به عنوان «دیپلماسی هوش مصنوعی» یاد میشود، میدان کارزار جدیدی است که در آن، ائتلافها نه بر اساس مرزهای جغرافیایی یا ایدئولوژیهای سیاسی سنتی، بلکه حول محور «بلوکهای دادهای» و «رژیمهای حقوقی تنظیمگری الگوریتمها» شکل میگیرند.
باشگاههای محاسباتی و قطببندی جدید نظام بینالملل
یکی از بارزترین ویژگیهای ژئوپلیتیک جدید فناوری، تمرکز شدید زیرساختهای محاسباتی پیشرفته در دست تعداد محدودی از بازیگران است. این تمرکز، منجر به شکلگیری مفهوم جدیدی به نام «باشگاههای محاسباتی» شده است. این باشگاهها، متشکل از دولتها و ابرشرکتهایی هستند که زنجیره ارزش کامل هوش مصنوعی شامل طراحی ریزتراشههای پیشرفته، دیتاسنترهای غولپیکر مقیاسپذیر و الگوریتمهای پیشرفته یادگیری عمیق را در اختیار دارند.
این تمرکز ساختاری، ریسک بروز یک انحصار چندجانبه فرامرزی را تقویت میکند که در آن، کشورهای خارج از این باشگاه به مصرفکنندگان محض و تحتالحمایه دیجیتال تبدیل میشوند. از منظر تحلیل سیاستی، این قطببندی جدید، مفهوم استقلال ملی را دگرگون کرده است. کشوری که مدلهای بومی هوش مصنوعی خود را در اختیار نداشته باشد، ناچار است برای مدیریت زیرساختهای حیاتی خود، از شبکه توزیع انرژی و بهداشت گرفته تا سیستمهای مالی و امنیتی، به مدلهای ابری و الگوریتمی بیگانگان اتکا کند. این وابستگی ساختاری، ضریب آسیبپذیری ملی را در برابر دگرگونیهای ژئوپلیتیکی و تحریمهای هوشمند به شدت افزایش میدهد.
جنگ استانداردها و تحلیل رژیمهای رگولاتوری هوش مصنوعی در جهان
میدان اصلی دیپلماسی هوش مصنوعی در حال حاضر، میدان وضع استانداردها و کدهای اخلاقی است. هر بلوک قدرت تلاش میکند مدل تنظیمگری خود را به عنوان استاندارد دوفاکتوی بینالمللی تثبیت کند تا از این طریق، بازار جهانی و مسیر توسعه فناوری را کانالیزه نماید. در حال حاضر، سه رویکرد رگولاتوری کلان در جهان با یکدیگر در حال رقابت هستند.
- مدل اتحادیه اروپا با رویکرد مبتنی بر ریسک و حقوق بشر، قانون هوش مصنوعی اروپا را به عنوان نمونه بارز این مدل مطرح میکند. این رویکرد با تمرکز بر حفاظت از دادههای شهروندان، شفافیت الگوریتمی و ارزیابی سختگیرانه ریسک، به دنبال صادرات استانداردهای حقوقی خود به جهان است و پدیده بروکسل را شکل میدهد. این مدل اگرچه امنیت حقوقی بالایی ایجاد میکند، اما به دلیل بروکراسی شدید، گاهی سرعت نوآوری را کاهش میدهد.
- مدل ایالات متحده با رویکرد بازارمحور و امنیتمبنا، بر مبنای نوآوری باز، هدایت بخش خصوصی و استفاده از فرمانهای اجرایی ریاستجمهوری برای مدیریت ریسکهای امنیت ملی استوار است. هدف اصلی این رویکرد، حفظ پیشتازی تکنولوژیک شرکتهای آمریکایی در رقابت با چین و در عین حال ایجاد ائتلافهای امنیتی-تکنولوژیک با متحدان غربی است.
- مدل چین با رویکرد حاکمیتمحور و پلتفرمی، بر کنترل شدید دولت بر جریان دادهها، بومیسازی کامل زیرساختها و الگوریتمها، و استفاده از هوش مصنوعی برای تقویت حکمرانی ملی و توسعه مدلهای کنترل اجتماعی متمرکز است. چین از طریق ابتکاراتی مانند جاده ابریشم دیجیتال، به دنبال صادرات این مدل رگولاتوری و زیرساختی به کشورهای در حال توسعه است.
حاکمیت الگوریتمی و مفهوم بازتعریفشده استقلال ملی
در این فضای رقابتی، مفهوم سنتی حاکمیت به «حاکمیت الگوریتمی» ارتقا یافته است. حاکمیت الگوریتمی به معنای توانایی یک ملت-دولت در تصمیمگیری مستقل درباره نحوه جمعآوری، پردازش و تحلیل دادههای ملی توسط سیستمهای هوش مصنوعی، بدون دخالت یا وابستگی به معماریهای فنی خارجی است. این مفهوم فراتر از حفاظت فیزیکی از دادههاست و شامل قدرت تفسیر دادهها و تولید دانش بر اساس ارزشها و هنجارهای بومی است.
وقتی یک کشور از مدلهای زبانی بزرگ خارجی برای سیستمهای آموزشی یا اداری خود استفاده میکند، به طور سیستماتیک در حال تزریق سوگیریهای فرهنگی، شناختی و سیاسی تعبیهشده در آن مدلها به بدنه جامعه خود است. از این رو، دیپلماسی هوش مصنوعی باید به عنوان خط مقدم پدافند شناختی و فرهنگی کشور عمل کند. مأموریت اصلی در اینجا، ایجاد ائتلافهای موازی با کشورهای همسو برای توسعه مدلهای متنباز مشترک و رژیمهای تبادل دادهای متوازن است که حاکمیت فرهنگی و سیاسی بازیگران غیرعضو در باشگاههای انحصاری را محترم بشمارند.
ابزارهای نوین دیپلماسی در عصر هوش مصنوعی
اتخاذ یک سیاست خارجی پویا در این عصر، نیازمند بازآفرینی ابزارهای دیپلماتیک است. سفارتخانهها و نهادهای بینالمللی دیگر نمیتوانند با پروتکلهای قرن بیستمی به مدیریت پروندههای ژئوتک بپردازند. برخی از ابزارهای نوین که باید در دستور کار قرار گیرند عبارتند از.
- سفارتهای فناور و فرستادگان ویژه هوش مصنوعی. انتصاب فرستادگان ویژه هوش مصنوعی به مراکز اصلی نوآوری جهان، جهت رصد پویای تحولات رگولاتوری و ایجاد کانالهای ارتباطی مستقیم با توسعهدهندگان فناوریهای عمیق.
- پیمانهای دوجانبه و چندجانبه دادهای. وضع قراردادهای استراتژیک برای اشتراکگذاری دادههای صنعتی و علمی با کشورهای همسو جهت دستیابی به حجم داده لازم برای آموزش مدلهای هوش مصنوعی بومی، بدون نقض حاکمیت ملی.
- دیپلماسی منبع باز. مشارکت فعال در مجامع بینالمللی توسعه نرمافزار و استانداردهای باز به عنوان ابزاری برای شکستن انحصارهای تکنولوژیک و ایجاد ائتلافهای فنی با نخبگان جهانی.
مخاطرات ژئوپلیتیک و هوش مصنوعی و تهدیدهای ترکیبی فرامرزی
از بعد امنیتی و سیاستگذاری کلان، هوش مصنوعی پتانسیل بالایی در بازتعریف تهدیدهای ترکیبی دارد. حملات سایبری هدایتشده توسط هوش مصنوعی خودکار، تولید انبوه و ارزانقیمت کارزارهای فیکنیوز و اطلاعات گمراهکننده با هدف تأثیرگذاری بر فرآیندهای سیاسی و انتخابات کشورها، و تسلیحاتیسازی الگوریتمها در قالب پهپادها و سیستمهای خودمختار، همگی مصادیقی از این مخاطرات هستند.
دیپلماسی هوش مصنوعی موظف است در بخش تدافعی خود، به دنبال ایجاد کنوانسیونهای بینالمللی مشابه رژیمهای منع اشاعه سلاحهای کشتار جمعی برای کنترل تسلیحات الگوریتمی باشد. عدم وجود یک چارچوب منسجم بینالمللی برای بازدارندگی سایبری و الگوریتمی، جهان را به سمت یک آنارشی دیجیتال سوق میدهد که در آن، بازیگران غیردولتی و گروههای مخرب نیز میتوانند به ابزارهای تهاجمی پیشرفته دسترسی پیدا کنند.
گزینههای سیاستی برای بازیگران نوظهور
تحلیل روندهای جهانی نشان میدهد که پنجره فرصت برای تثبیت جایگاه در نظم الگوریتمی جدید جهان به سرعت در حال بسته شدن است. برای بازیگرانی که میخواهند از انزوای ژئوفناورانه مصون بمانند و حاکمیت الگوریتمی خود را حفظ کنند، گامهای راهبردی زیر پیشنهاد میشود.
۱. توسعه دیپلماسی محاسباتی مشترک. ایجاد کنسرسیومهای منطقهای با کشورهای همسایه و همسو جهت اشتراکگذاری توان پردازشی و ایجاد زیرساختهای ابری مشترک برای رقابت با انحصارهای چندجانبه.
۲. مشارکت فعال در نهادهای استانداردگذاری بینالمللی. حضور اثرگذار در مجامع بینالمللی مانند ITU، ISO و آژانسهای نوظهور سازمان ملل در حوزه هوش مصنوعی برای تأثیرگذاری بر فرآیندهای تدوین قوانین جهانی.
۳. طراحی رژیمهای منعطف رگولاتوری داخلی. وضع قوانین پویا در داخل کشور که میان دوگانه امنیت ملی و آزادی نوآوری تعادل ایجاد کرده و بستر را برای جذب نخبگان و توسعه مدلهای بومی تسهیل کند.
تنها از طریق یک استراتژی منسجم که تحلیل ژئوپلیتیک را با قابلیتهای فنی پیوند بزند، میتوان در جهان الگوریتمی آینده، امنیت، توسعه و استقلال کشور را تضمین نمود.