فناوری کوانتوم یکی از معدود حوزههایی است که در آن هنوز مشخص نیست معماری غالب آینده دقیقاً چه خواهد بود. در رایانش کوانتومی، مسیرهای ابررسانا، فوتونیک، یونهای بهدامافتاده و اتمهای خنثی همزمان در حال توسعهاند؛ در ارتباطات کوانتومی نیز هنوز فاصله میان نمایشهای آزمایشگاهی و زیرساختهای اقتصادی پایدار وجود دارد. این عدم قطعیت، از منظر اندیشکده دیپلماسی فناوری، باعث میشود ارزیابی کشورها صرفاً بر اساس تعداد کیوبیتها یا یک دستاورد علمی خاص گمراهکننده باشد.
پرسش مهمتر این است که کدام کشور میتواند زودتر یک اکوسیستم کامل از پژوهش و تجهیزات، سرمایه، نیروی انسانی، مشتری، استاندارد، خدمات ابری و کاربرد صنعتی ایجاد کند. در این زمینه، چین در حال تغییر جهت قابلتوجهی است. در دهه گذشته، نقطه قوت اصلی چین در فناوری کوانتوم، پژوهش بنیادی و بهویژه ارتباطات کوانتومی بوده است. پرتاب ماهواره Micius در سال ۲۰۱۶، توسعه شبکه فیبر نوری بیش از ۲ هزار کیلومتر و سپس شبکه یکپارچه پکن–شانگهای، چین را در جایگاه ویژهای قرار داد. در مارس ۲۰۲۵ نیز پژوهشگران چینی و همکاران بینالمللی توانستند یک پیوند ماهوارهای کوانتومی میان پکن و آفریقای جنوبی در فاصله بیش از ۱۲۹۰۰ کیلومتر برقرار کنند.
سرمایهگذاری برای ساختن بازار
اما اهمیت مرحله جدید در جای دیگری است؛ چین در حال تلاش برای تبدیل دستاوردهای علمی به ظرفیت صنعتی است. MERICS در گزارش خود در سال ۲۰۲۴، سرمایهگذاری دولت چین در فناوری کوانتوم را حدود ۱۵ میلیارد دلار برآورد کرده بود و تأکید کرده بود که چین از سال ۲۰۲۲ از نظر تعداد مقالات مرتبط با کوانتوم از ایالات متحده پیش افتاده است. همان گزارش در عین حال نشان میداد که نقش سرمایه خصوصی در اکوسیستم چین نسبت به آمریکا محدودتر است. در سال ۲۰۲۶ نشانههایی از تغییر این وضعیت ظاهر شده است. دادههای رصدخانه فناوری چین MERICS نشان میدهد که سرمایهگذاری چین در بخش کوانتوم در سه ماهه نخست ۲۰۲۶ به حدود ۳.۲ میلیارد یوان رسیده؛ رقمی که از کل سرمایهگذاری ثبتشده در سال ۲۰۲۵ فراتر رفته است. این رشد همزمان با قرارگرفتن کوانتوم در فهرست «صنایع آینده» در برنامه پنجساله پانزدهم رخ داده است.
این تغییر را نباید صرفاً افزایش بودجه دانست. چین در حال آزمودن یک مدل سیاست صنعتی برای فناوریای است که هنوز بازاری ندارد. در صنایع متعارف، دولت معمولاً پس از شکلگیری تقاضای بازار وارد میشود. در فناوریهای نوظهور، دولت ممکن است مجبور باشد خود بخشی از تقاضای اولیه را ایجاد کند. همین منطق در ساختار صندوق راهنمای سرمایهگذاری خطرپذیر ملی چین نیز دیده میشود. این صندوق که مقیاس آن نزدیک به یک تریلیون یوان طراحی شده، بر سرمایهگذاری زودهنگام، سرمایهگذاری کوچکتر، سرمایهگذاری بلندمدت و فناوریهای سخت تمرکز دارد و دستکم ۷۰ درصد منابع آن برای شرکتهای مرحله بذری و اولیه در نظر گرفته شده است. فناوری کوانتوم نیز در میان حوزههای مورد توجه آن قرار دارد.
این ساختار میتواند برای فناوری کوانتوم بسیار مهم باشد؛ زیرا یکی از مشکلات اصلی این صنعت «دره مرگ تجاریسازی» است. فناوری ممکن است از نظر علمی اثبات شده باشد، اما هنوز برای یک مشتری تجاری به اندازه کافی ارزان، قابل اعتماد یا کاربردی نباشد. در این فاصله، شرکتها به سرمایهای نیاز دارند که بتواند سالها بدون بازده فوری دوام بیاورد. چین تلاش میکند بخشی از این خلأ را با سرمایه دولتی بلندمدت پر کند. همزمان، در خود فناوری نیز نشانههای حرکت از آزمایشگاه به بازار دیده میشود. گزارش CSIS در ژانویه ۲۰۲۶ نشان میدهد که چین در چند معماری رایانش کوانتومی بهصورت همزمان سرمایهگذاری کرده است. Zuchongzhi از ۶۲ کیوبیت در سال ۲۰۲۱ به ۱۰۵ کیوبیت در نسخه ۳.۰ و ۱۰۷ کیوبیت در نسخه ۳.۲ رسیده است. Origin Wukong نیز به سامانهای ۷۲ کیوبیتی تبدیل شده و Tianyan-504 نشاندهنده تلاش دیگری برای مقیاسپذیری در معماری ابررسانا است.
شکلگیری بازار در کنار توسعه فناوری
اما شاید مهمتر از تعداد کیوبیتها، اتفاقی باشد که در اطراف سختافزار رخ میدهد. گزارش CSIS اشاره میکند که بیش از ۵۰ دانشگاه و شرکت تا سال ۲۰۲۵ به یک سکوی رایانش کوانتومی اتم خنثی در چین دسترسی داشتهاند. همچنین یک رایانه کوانتومی اتم خنثی تجاری برای یک شرکت تابعه China Mobile تحویل داده شده و سفارش صادراتی آن نیز به پاکستان ثبت شده است. این نمونهها اهمیت زیادی دارند، زیرا نشان میدهند چین بهتدریج از «تولید دستگاه» به سمت «ایجاد بازار برای دستگاه» حرکت میکند. در فناوریهای نوظهور، مشتری اولیه اهمیت استراتژیک دارد. اگر یک دولت، دانشگاه، شرکت مخابراتی یا مرکز تحقیقاتی حاضر باشد هزینه استفاده از یک سامانه کوانتومی را بپردازد، شرکت تولیدکننده میتواند داده عملیاتی به دست آورد، قابلیت اطمینان سیستم را افزایش دهد و هزینه تولید را کاهش دهد.
به این ترتیب، تقاضا خود به ابزار نوآوری تبدیل میشود. این مدل با مدل نوآوری صرفاً بازارمحور تفاوت دارد. چین تلاش میکند «تقاضای راهبردی» ایجاد کند تا فناوری قبل از رسیدن به بلوغ کامل تجاری، فرصت یادگیری داشته باشد. البته این رویکرد بدون ریسک نیست. اگر دولت منابع زیادی را به فناوریای اختصاص دهد که معماری آن در نهایت در بازار پیروز نشود، سرمایهگذاری میتواند به ظرفیتهای کمبازده تبدیل شود. همچنین وابستگی زیاد به سرمایه دولتی ممکن است انگیزه شرکتها برای توسعه مدلهای تجاری مستقل را کاهش دهد؛ مسئلهای که MERICS نیز در ارزیابی ساختار صنعت کوانتوم چین به آن اشاره کرده است. بنابراین، موفقیت چین در کوانتوم صرفاً به این بستگی ندارد که آیا میتواند از نظر علمی با آمریکا رقابت کند یا خیر.
پرسش راهبردیتر این است که آیا میتواند چرخهای پایدار میان پژوهش، سرمایه، تولید، مشتری و کاربرد ایجاد کند. اگر پاسخ مثبت باشد، چین میتواند در حوزههایی که به بلوغ نزدیکترند، بهویژه ارتباطات کوانتومی، امنیت ارتباطات، حسگرها و برخی خدمات محاسبات کوانتومی، مزیت زودهنگام ایجاد کند، حتی اگر در نهایت در تمام معماریهای رایانش کوانتومی پیشتاز نباشد. این دقیقاً همان نقطهای است که رقابت کوانتومی از «رقابت علمی» به «رقابت اکوسیستمی» تبدیل میشود. کشوری که نخستین رایانه کوانتومی بزرگ را بسازد لزوماً برنده نیست. برنده ممکن است کشوری باشد که بتواند نخستین زنجیره کامل را بسازد.
دانشگاه ← آزمایشگاه ← شرکت ← سرمایه ← مشتری ← استاندارد ← زیرساخت ← بازار
چین اکنون در حال تلاش برای ساخت همین زنجیره است.