بحث درباره صنعت نیمهرسانای چین معمولاً تحت تأثیر یک سؤال قرار دارد. آیا چین میتواند به تولید پیشرفتهترین تراشههای جهان برسد؟ این سؤال مهم است، اما اگر تنها معیار ارزیابی باشد، بخشی از تحول ساختاری صنعت نیمهرسانای چین نادیده گرفته میشود. در واقع، اندیشکده دیپلماسی فناوری در این تحلیل بر تحولی تمرکز دارد که نه در لبه ۳ یا ۵ نانومتر، بلکه در بخش تراشههای بالغ و تخصصی رخ داده است، جایی که چین با سرعت زیادی در حال افزایش ظرفیت تولید، توسعه تجهیزات داخلی و جذب تقاضای داخلی است.
این مسیر میتواند پیامدهایی فراتر از صنعت تراشه داشته باشد. تراشههای گرههای بالغ، اگرچه از نظر فناوری کمتر چشمگیر از تراشههای پیشرفته هستند، در خودرو، تجهیزات صنعتی، مدیریت توان، مخابرات، لوازم الکترونیکی، سامانههای انرژی و بسیاری از زیرساختهای حیاتی استفاده میشوند. به همین دلیل، کنترل ظرفیت تولید این بخش میتواند نوعی قدرت صنعتی ایجاد کند که الزاماً با «برتری در پیشرفتهترین تراشه» سنجیده نمیشود. تحلیل مارس ۲۰۲۶ مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی نشان میدهد که ظرفیت تولید گرههای بالغ چین طی سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۵ حدود چهار برابر سریعتر از رشد تقاضای جهانی افزایش یافته و چین اکنون حدود نیمی از ظرفیت جهانی این بخش را در اختیار دارد.
گسترش ظرفیت تولید و شکلگیری حلقه بازخورد صنعتی
این تحول نتیجه یک عامل واحد نیست. کنترلهای صادراتی آمریکا و متحدانش از سال ۲۰۲۲، اگرچه دسترسی چین به تراشههای پیشرفته و تجهیزات ساخت پیشرفته را محدود کردهاند، در عین حال انگیزه سیاسی و اقتصادی برای بومیسازی را بهشدت افزایش دادهاند. به بیان دیگر، کنترل صادراتی در چین فقط بهعنوان یک محدودیت خارجی عمل نکرده است؛ بلکه به یک محرک برای بازآرایی زنجیره داخلی تبدیل شده است. این اثر در تجهیزات ساخت نیمهرسانا نیز قابل مشاهده است. سهم تجهیزات ساخت داخلی در بازار چین که پیش از تشدید محدودیتها در سطح پایینی قرار داشت، در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ از حدود ۲۵ درصد به ۳۵ درصد افزایش یافت. در برخی حوزهها مانند اچینگ و رسوبدهی، شرکتهای داخلی اکنون حدود ۴۰ درصد بازار داخلی را تأمین میکنند.
این اعداد یک نکته مهم را نشان میدهند. خودکفایی چین یک پروژه واحد نیست؛ مجموعهای از حلقههای کوچکتر است که در کنار یکدیگر شکل میگیرند. اگر یک شرکت تولیدکننده تراشه بتواند از تجهیزات داخلی استفاده کند، مشتری داخلی حاضر باشد محصول را آزمایش کند، دولت هزینه بخشی از ریسک را تحمل کند و تولیدکننده تجهیزات نیز از بازخورد کارخانه برای بهبود محصول استفاده کند، یک «حلقه بازخورد صنعتی» شکل میگیرد. این حلقه ممکن است در ابتدا از نظر فناوری از رقبای جهانی عقب باشد، اما با هر چرخه تولید، داده و تجربه بیشتری جمعآوری میکند. به همین دلیل، شاید مهمترین تحول صنعت نیمهرسانای چین در سالهای آینده نه دستیابی فوری به پیشرفتهترین لیتوگرافی، بلکه ایجاد یک اکوسیستم صنعتی باشد که بتواند بدون اتکا به ورودیهای خارجی، بخش بزرگی از چرخه طراحی، ساخت، تجهیزات، مواد و بستهبندی را پشتیبانی کند.
البته این به معنای رفع گلوگاههای چین نیست. لیتوگرافی پیشرفته همچنان یکی از مهمترین محدودیتهاست و دسترسی به تجهیزات بسیار پیشرفته، بهویژه در زنجیرههای مرتبط با EUV، همچنان یک سقف ژئوپلیتیکی بر توان چین ایجاد میکند. گزارشهای صنعتی جدید نیز نشان میدهند که شرکتهای چینی در اچینگ، رسوبدهی و برخی تجهیزات فرایندی پیشرفت کردهاند، اما در لیتوگرافی پیشرفته و برخی بخشهای اکوسیستم هنوز فاصله قابلتوجهی وجود دارد. اما همین محدودیت، مفهوم «رقابت تراشهای» را پیچیدهتر میکند. اگر چین نتواند در کوتاهمدت به برتری در پیشرفتهترین گرهها برسد، ممکن است تلاش کند در بخشهایی که حجم بازار، تنوع کاربرد و اهمیت صنعتی بالایی دارند، قدرت خود را افزایش دهد.
دادههای ۲۰۲۶ این روند را تأیید میکنند. رشد تقاضای ناشی از هوش مصنوعی باعث افزایش فشار بر زنجیرههای تولید تراشه شده و ظرفیت تولید چین در گرههای ۲۲ تا ۴۰ نانومتر برای سال ۲۰۲۶ حدود ۳۷ درصد تولید جهانی برآورد شده است؛ رقمی که طبق پیشبینیها تا ۲۰۲۸ میتواند به ۴۲ درصد برسد. این موضوع یک تناقض جالب ایجاد میکند. هوش مصنوعی، که در ظاهر رقابت را به سمت پیشرفتهترین تراشههای محاسباتی سوق میدهد، همزمان تقاضا برای تراشههای مکمل، مدیریت توان، ارتباطات، تجهیزات صنعتی و سایر قطعات را افزایش میدهد. به همین دلیل، رشد هوش مصنوعی میتواند بهصورت غیرمستقیم ظرفیت صنعتی چین در بخشهای گستردهتر نیمهرساناها را تقویت کند.
از محدودیت در لیتوگرافی پیشرفته تا قدرت نیمهرسانایی چندلایه
عملکرد SMIC نیز نمونهای از این تحول است. در سهماهه دوم ۲۰۲۶، درآمد این شرکت به حدود ۳.۰۱ میلیارد دلار رسید و سود قابل انتساب به سهامداران به ۴۷۹.۲ میلیون دلار افزایش یافت؛ در حالی که نرخ استفاده از ظرفیت به ۹۳.۷ درصد رسید. تقاضای ناشی از هوش مصنوعی برای تراشههای پیرامونی و مکمل، در کنار افزایش ارسال محمولهها و قیمت متوسط فروش، از عوامل اصلی رشد درآمد بودند. بنابراین، روایت «چین در تراشهها شکست خورده چون به پیشرفتهترین لیتوگرافی دسترسی ندارد» به همان اندازه سادهانگارانه است که روایت «چین کاملاً به خودکفایی تراشهای رسیده است». واقعیت میان این دو قرار دارد. چین هنوز در برخی نقاط حساس زنجیره فناوری نیمهرسانا با محدودیت جدی مواجه است، اما همزمان در حال ایجاد مقیاس صنعتی، ظرفیت تولید، تقاضای داخلی، تجهیزات بومی و حلقههای بازخوردی است که در بلندمدت میتوانند وابستگی این کشور را کاهش دهند.
این تحول یک پیام ژئوپلیتیکی مهم دارد. قدرت در زنجیره نیمهرسانا تنها در اختیار کشوری نیست که پیشرفتهترین تراشه را تولید میکند. قدرت همچنین در اختیار کشوری است که بتواند حجم بزرگی از تراشههای مورد نیاز اقتصاد جهانی را با هزینه رقابتی تولید کند، ظرفیت تولید را افزایش دهد و اکوسیستم تجهیزات و مواد مورد نیاز خود را توسعه دهد. از این منظر، چین ممکن است در حال ساخت نوعی «قدرت نیمهرسانایی چندلایه» باشد. این کشور در برخی نقاط لبه فناوری عقبتر است، اما در مقیاس تولید، گرههای بالغ، تجهیزات منتخب و ظرفیت صنعتی بسیار قدرتمندتر عمل میکند. این مدل میتواند ساختار زنجیره جهانی نیمهرسانا را در سالهای آینده تغییر دهد؛ نه از طریق جایگزینی کامل یک زنجیره با زنجیرهای دیگر، بلکه از طریق ایجاد دو لایه بههمپیوسته اما به طور فزایندهای متفاوت. یک لایه بسیار پیشرفته و محدود و یک لایه عظیم از تراشههای بالغ و تخصصی که چین در آن سهم فزایندهای خواهد داشت.