فناوری کوانتوم در حال عبور از مرحلهای است که در آن عمدتاً بهعنوان یک حوزه پژوهشی بلندمدت شناخته میشد و به مرحلهای وارد میشود که دولتها و شرکتها آن را بهعنوان بخشی از معماری قدرت آینده در نظر میگیرند. رایانش کوانتومی، ارتباطات کوانتومی، سنجش کوانتومی، مواد کوانتومی و کاربردهای ترکیبی کوانتوم و هوش مصنوعی میتوانند در دهه آینده بر امنیت سایبری، دفاع، داروسازی، مواد، لجستیک و محاسبات اثر بگذارند. این تحول برای اندیشکده دیپلماسی فناوری نیز در چارچوب سیاست فناوری و رقابت ژئوپلیتیکی بر سر فناوریهای آینده اهمیت دارد.
چین از سالها پیش یکی از بازیگران اصلی این رقابت بوده است؛ اما تحولات ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ نشان میدهند که راهبرد چین در حال ورود به مرحله جدیدی است، حرکت از «تولید دستاورد علمی» به سمت «ساخت اکوسیستم صنعتی و تجاری». این تغییر شاید مهمترین تحول کنونی در سیاست کوانتوم چین باشد. چین در حوزه ارتباطات کوانتومی از سالها پیش جایگاه متمایزی ایجاد کرده است. پرتاب ماهواره میسیوس در ۲۰۱۶، توسعه شبکههای ارتباطی امن و ساخت شبکه فیبر نوری بیش از ۲٬۰۰۰ کیلومتر، این کشور را در خط مقدم ارتباطات کوانتومی قرار داد. در مارس ۲۰۲۵ نیز یک تیم بینالمللی به رهبری پژوهشگران چینی موفق شد ارتباط کوانتومی ماهوارهای میان پکن و آفریقای جنوبی را در فاصله بیش از ۱۲٬۹۰۰ کیلومتر برقرار کند. مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی این دستاورد را بخشی از روند توسعه ظرفیتهای ارتباطی و شبکهای چین میداند.
اما کوانتوم برای چین دیگر فقط ارتباطات امن نیست. در رایانش کوانتومی، چین در حال توسعه چند مسیر فناورانه بهصورت همزمان است؛ از ابررسانا و فوتونیک تا یون بهدامافتاده و اتم خنثی. این تنوع از نظر سیاست صنعتی مهم است، زیرا نشان میدهد پکن نمیخواهد تمام منابع خود را به یک مسیر فناورانه وابسته کند. برای مثال، زوچونگژی از ۶۲ کیوبیت در ۲۰۲۱ به ۱۰۵ کیوبیت در نسخه ۳.۰ و سپس ۱۰۷ کیوبیت در نسخه ۳.۲ در ۲۰۲۵ رسیده است. اوریجین ووکونگ نیز از یک سامانه ۶ کیوبیتی به سامانه ۷۲ کیوبیتی توسعه یافته و تیانیان-۵۰۴ به ۵۰۴ کیوبیت رسیده است. اما این اعداد نباید بدون احتیاط تفسیر شوند. تعداد کیوبیت بهتنهایی معیار مناسبی برای سنجش قابلیت واقعی یک رایانه کوانتومی نیست؛ کیفیت کیوبیتها، وفاداری، تصحیح خطا، اتصالپذیری، همدوسی و توانایی اجرای الگوریتمهای کاربردی اهمیت تعیینکننده دارند.
چین چگونه کوانتوم را از آزمایشگاه به اکوسیستم فناوری میبرد؟
اهمیت تحولات جدید چین دقیقاً در این است که سیاستگذار بهتدریج از «ساخت نمونه آزمایشگاهی» به سمت حل مسائل مهندسی و تجاری حرکت میکند. گزارش ۲۰۲۶ مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی نشان میدهد که چین در حال توسعه ظرفیتهای داخلی برای ساخت و مونتاژ سیستمهای کوانتومی است و برخی شرکتها و مراکز پژوهشی در حال حرکت به سمت ارائه رایانش کوانتومی بهعنوان خدمت هستند. همچنین بیش از ۵۰ دانشگاه و شرکت در ۲۰۲۵ به یک پلتفرم رایانش کوانتومی مبتنی بر اتم خنثی در چین دسترسی داشتهاند. این همان نقطهای است که «اکوسیستم» اهمیت پیدا میکند. توسعه کوانتوم فقط به یک آزمایشگاه فیزیک نیاز ندارد. به زنجیرهای از دانشگاه، مرکز تحقیقاتی، سازنده سختافزار، تأمینکننده قطعات، شرکت نرمافزاری، بستر ابری، کاربر صنعتی و سرمایهگذار نیاز دارد.
چین اکنون در حال ساخت همین زنجیره است. نشانه مهم دیگر، تغییر جایگاه کوانتوم در سیاست صنعتی چین است. در برنامه پنجساله پانزدهم، فناوری کوانتوم در میان صنایع آینده قرار گرفته است؛ در کنار زیستتولید، انرژی هیدروژن و همجوشی، رابطهای مغز و رایانه، هوش مصنوعی تجسمیافته و نسل ششم ارتباطات. متن رسمی برنامه نیز بر ایجاد زنجیره کامل توسعه صنایع آینده، از مسیرهای فناورانه و کاربردها تا مدلهای کسبوکار و مقررات بازار تأکید میکند. این تغییر واژگان سیاستی بسیار مهم است. قرار گرفتن یک فناوری در دسته «صنایع آینده» به معنای اختصاص صرف بودجه پژوهشی نیست؛ بلکه به معنای تلاش برای ایجاد مسیر کامل از پژوهش تا بازار، شامل سرمایهگذاری، زیرساخت، آزمایش کاربرد، استاندارد، مقررات و مدل کسبوکار است. در همین زمینه، مؤسسه مطالعات چین اروپا گزارش کرده که سرمایهگذاری چین در فناوری کوانتوم در سه ماه نخست ۲۰۲۶ به حدود ۳.۲ میلیارد یوان رسیده و از کل سرمایهگذاری سال ۲۰۲۵ فراتر رفته است. این افزایش سرمایهگذاری در شرایطی رخ داده که در سالهای قبل برخی شرکتهای بزرگ فناوری چین مانند بایدو و تنسنت از سرمایهگذاری مستقیم در کوانتوم عقبنشینی کرده بودند.
بنابراین میتوان از یک «بازگشت سرمایه» به کوانتوم سخن گفت؛ اما این بار با هدفی متفاوت، نزدیککردن فناوری به مرحله کاربرد. این تغییر با ساختار سرمایهگذاری دولتی چین نیز سازگار است. گزارش مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی از صندوق ملی هدایت سرمایهگذاری خطرپذیر سخن میگوید که قرار است با استفاده از سرمایه دولت مرکزی و منابع منطقهای و خصوصی، سرمایهگذاری بلندمدت در فناوریهای سخت را تحریک کند؛ کوانتوم یکی از حوزههای مورد توجه این سازوکار است. چنین مدلی برای فناوریهایی که دوره تجاریسازی طولانی دارند اهمیت ویژهای دارد. در کوانتوم، فاصله میان جهش علمی و محصول قابل فروش ممکن است سالها طول بکشد. سرمایه خصوصی معمولاً در چنین شرایطی با عدمقطعیت بالا مواجه است. نقش دولت میتواند تحمل بخشی از این ریسک را بر عهده بگیرد و سرمایه خصوصی را در مراحل بعدی جذب کند.
رقابت کوانتومی دیگر فقط بر سر تعداد کیوبیتها نیست
در عین حال، چین هنوز در همه ابعاد پیشتاز نیست. مؤسسه مطالعات چین اروپا ارزیابی میکند که چین در ارتباطات کوانتومی مزیت مهمی دارد، اما ایالات متحده در رایانش کوانتومی همچنان موقعیت قدرتمندی دارد. همچنین بسیاری از فناوریهای کوانتومی هنوز از نظر تجاری به بلوغ کامل نرسیدهاند. بنابراین نباید «رهبری کوانتومی چین» را یک واقعیت کامل و قطعی تلقی کرد. وضعیت بیشتر شبیه یک رقابت چندبعدی است که در آن کشورها در زیرحوزههای مختلف مزیتهای متفاوتی دارند. اما نقطه قوت چین در این رقابت شاید چیزی فراتر از یک جهش فناورانه باشد، توانایی تبدیل پژوهش به شبکه. چین میتواند دانشگاهها، آکادمی علوم چین، دولتهای محلی، شرکتها، صندوقها، زیرساختهای ارتباطی و بازارهای دولتی را حول یک هدف مشترک بسیج کند. همین ویژگی میتواند به چین کمک کند که حتی در صورت عقببودن از برخی رقبا در یک فناوری پایه، در تجاریسازی و استقرار فناوری مزیت ایجاد کند.
این موضوع در حوزه ارتباطات کوانتومی بسیار روشن است. شبکه ستون فقرات پکن–شانگهای حدود ۴٬۶۰۰ کیلومتر طول دارد و ترکیبی از فیبر زمینی و ارتباط ماهوارهای است. چین در این حوزه از مرحله آزمایشگاه عبور کرده و به سمت زیرساخت ملی حرکت کرده است. برای ایران، این تجربه اهمیت خاصی دارد. کوانتوم نباید در سیاست فناوری ایران صرفاً بهعنوان موضوعی برای «تأسیس یک آزمایشگاه کوانتوم» دیده شود. اگر هدف ایجاد ظرفیت راهبردی است، باید یک اکوسیستم طراحی شود که پژوهش بنیادی، مهندسی، صنایع، امنیت ارتباطات، سرمایهگذاری، آموزش و کاربردهای صنعتی را به هم متصل کند. از منظر همکاری با چین نیز حوزههایی مانند ارتباطات کوانتومی، سنجش کوانتومی، مواد کوانتومی، آموزش و توسعه نیروی انسانی و کاربردهای خاص صنعتی میتوانند در کوتاهمدت واقعبینانهتر از تلاش برای رقابت مستقیم در ساخت پیشرفتهترین رایانه کوانتومی باشند.
اما فرصت اصلی شاید در همکاری اکوسیستمی باشد، اتصال دانشگاههای ایرانی با مراکز پژوهشی چینی، دسترسی به بسترهای ابری، پروژههای مشترک، تبادل پژوهشگر، توسعه استانداردها و ایجاد کاربردهای مشترک. این همان منطقی است که کریدور نوآوری ایران–چین میتواند در حوزه فناوریهای آینده به کار گیرد. چرخش جدید چین در کوانتوم را بنابراین باید فراتر از افزایش تعداد کیوبیتها یا ثبت رکوردهای آزمایشگاهی فهمید. مسئله اصلی این است که چین در حال تلاش برای ساخت زنجیرهای کامل از علم، مهندسی، سرمایه، زیرساخت و بازار است. اگر این گذار موفق شود، مزیت چین در کوانتوم نه صرفاً از یک «رایانه کوانتومی بهتر»، بلکه از یک اکوسیستم نوآوری کوانتومی حاصل خواهد شد و در فناوریهای آینده، همین توانایی برای ساخت اکوسیستم است که ممکن است در نهایت از خود جهش فناورانه مهمتر باشد.